نمایش پستها با برچسب زندانیان سیاسی. نمایش همه پستها
اسلایدر × رامین پرچمی × زندانیان سیاسی × عکس
زندانیان سیاسی
چکیده : این هنرمند سبز که یک روز
پیش از عید نوروز برای مرخصی دو هفته ای آزاد شده بود، صبح امروز در حالی
که قرار بود با پایان زمان مرخصی به زندان بابل بازگردد، آزاد شد. ...
در حالی که قرار بود امروز آریا آرام نژاد برای گذراندن دوران
محکومیت خود به زندان بازگردد، با دستور مراجع قضائی ،مرخصی نوروزی وی به
آزادی دائم تبدیل شد.
به گزارش رسیده به کلمه، این هنرمند سبز که یک روز پیش از عید نوروز
برای مرخصی دو هفته ای آزاد شده بود، صبح امروز در حالی که قرار بود با
پایان زمان مرخصی به زندان بابل بازگردد، آزاد شد.
آهنگهای صد سال دیگه، دلتنگی ، برای لمس آزادی و ترانه تلخ از جمله
موارد اتهامی جدید این هنرمند جوان بود. در این آهنگ ها که در مورد جنبش
سبز است. دیدار با سید محمد خاتمی و مادر سهراب اعرابی هم یکی دیگر از
موارد اتهامی آریا آرام نژاد بود که منجر به به نه ماه حبس تعزیری برای
این جوان هنرمند شده بود.
آبان ماه جاری، پنج مامور اداره اطلاعات استان مازندران با ورود به منزل
این هنرمند جوان هوادار جنبش سبز در بابل، او را بازداشت کردند. این در
حالی است که او در همین روز برای برای پیگیری پرونده خود در مرحله
تجدیدنظر، به شهر ساری و دادگاه استان مازندران مراجعه کرده و در زمان هجوم
ماموران، تازه از ساری برگشته بود.
دستگیری این فعال جنبش سبز با ضرب و شتم همراه بوده و ماموران در داخل
منزل به آقای آرام نژاد دستبند زده اند. آنها همچنین ضمن تفتیش منزل، بخشی
از دست نوشته های آریا و مدارک کاری و همچنین کامپیوتر شخصی او را نیز
توقیف کرده و با خود بردهاند.
آریا آرام نژاد دو ماه پیش، از بند انفرادی بازداشتگاه شهید کچوئی اداره
اطلاعات ساری به بند انفرادی زندان متی کلای شهرستان بابل منتقل شد.
آریا آرام نژاد، هنرمند جوان و آهنگساز نامآشنای هوادار جنبش سبز است
که پس از عاشورای ۱۳۸۸ ترانهای با عنوان «علی برخیز» منتشر کرد. او چندی
بعد، در پی استقبال قابل توجه از این اثرش در فضای مجازی، در ۲۶ بهمن ماه
۱۳۸۸ توسط اداره اطلاعات بابل به اتهام اقدام علیه امنیت ملی دستگیر شد.
او پس از گذراندن ۳۵ روز انفرادی و زندان که تمام این مدت را در بند
انفرادی زندانهای متیکلا شهرستان بابل و بازداشتگاه اداره اطلاعات شهرستان
ساری سپری کرده بود، به قید وثیقه آزاد و سپس در دادگاه انقلاب شهرستان
بابل به نه ماه حبس تعزیری محکوم شد.
آریا ارام نژاد در یادداشت بسیار کوتاه پس از آزادی از زندان نوشته بود:
وقتی مهر خروج از زندان را بر کف دستهایم کوبیدند،
هنوز باورم نمیشد که قرار است جهان را از پشت دیوار های بلند و سیمهای خاردار به نظاره بنشینم،
قدمهایم که به آزادی رسید گوئی تپشهای قلبم از ایستایی و رخوت به ریتم
منظمی از آواز و حرکت مبدل شد و من همان هنگام تمام کینه هایم از روزهای
سخت گذشته را با عشق به سرزمینم پاک کردم …
روزهایی که گذشت بسان پلی بود برای متفاوت دیدن خود، همنوعان و دنیای پر غوغایی که در آن روزگار می گذارانم.
ارادتمند مهربانی هایی هستم که از ورای قفس هماره و عمیق جانم را لبریز
می کرد، که ندیدن و نبودن هرگز بهانه ای برای از یاد بردن نیست.
زندانیان سیاسی
به نام خدایی که جان میدهد و جان می ستاند
برای مهدی خزعلی که زمانی جانش را برای دفاع از خاکش بر کف دست نهاد
و اکنون برای دفاع از کلام حق:
ما را چه شده است؟روزگاری در این سرزمین انقلابی شد،به امید دگرگونی و با هدف سرنگونی دیکتاتوری، با نوید آزادی، با وعده های الهی گونه، با نام دین برتر و اکمل.میراث خوارانی بودند اما که دندان تیز کردند برای سهم خواهی و هر چه بیشتر بردن.
حذف ها کلید خورد،سلطنت طلب،کمونیست،مارکسیست،منافق،دگراندیش،ملی مذهبی،مذهبی،حتی آیت الله ها و حجج اسلام ها...عناوین و انگ ها تولید میشد همچنان.
این چرخه تولید همچنان میچرخد و کار به جایی رسیده که امروز صریق ترین و خالص ترین یاران این نظام،آماج حملات حذف و حصر و زندان قرار گرفته اند.در این بین تاکتیک النصر باالرعب چنان کارگر افتاده که کسانی که می دانند و از ماهیت نظام آگاهند سکوت اختیار کرده،نه تنها اعتراضی نمی کنند،که بنده وار سر تسلیم در برابر ظلم و دیکتاتوری ریشه دوانده در اجزای حکومت فرود آورده اند.
قربانیان این تنگ نظری و مطلق گرایی اما اکنون حال و روز دیگری دارند. عده ای زندانی اند، بعضا گوشه عزلت اختیار کرده اند و گروهی اجبارا کوچانده شده اند از این دیار... هیچ صدایی نباید شنیده شود! هیچ اعتراضی نباید صورت گیرد! تنها و تنها چاکران خوارصفت دست به سینه احسنت می گویند و صلوات می فرستند و آل رسول را شرمسار وجود خود می کنند.
مهدی خزعلی از قاعده وضع شده دیکتاتوری مستثنی نیست.
کسی که آلام و رنجهای زاییده از استبداد را با تمام وجود و ایمان خالصش حس و درک کرده و علیه آن بپا خاسته است.مگر نه اینکه ان الحیاة عقیدة و الجهاد؟...مگر نه اینکه پرورش یافته مکتبی محمدی علوی حسینی است؟کدام یک از این بزرگواران سکوت در برابر ظلم را جایز کرده اند؟
باری،خزعلی بجای نشستن بر سر خوان رنگین نعمت و مکنت و صحت و عافیت دنیا،در کار خوان دیگری است.خوانی که رسول خدا و آلش گسترده اند و بندگان را جهت ارتزاق از آن فرامی خوانند.او دست از جان شسته و دعوت بزرگان دینش را لبیک گفته و سکوت مرگبار خفقان حاکم خواسته را شکسته و لب بر غذا بسته.
و حاشا بر بی غیرتی ما....
او برای دفاع از حقوق شهروندی زیرپا مانده ما فریاد سر داده و در برابر،ما سکوت کرده،سر به زیر انداخته و بکار زندگی روزمره خویش مشغول شده ایم و مغفول مانده ایم.
لحظه ای به خود آییم و به کار کشف خودِ خودمان بپردازیم.
زندگی بسیار زیباست و ارزشمند.زندگی موهبتی است الهی تا جایی که چشم بر زندگی دیگری نبندیم. از هر دریچه و منظری بنگریم،سکوت شایسته ما نیست،نه از دیدگاه الهی،نه انسانی،نه مذهبی،نه شهروندی،نه هموطنی،نه آریایی....
فریاد مجازی ما به جایی نخواهد رسید.اگر ذره ای داعیه دفاع از حق،انسانیت و آزادی داریم بپاخیزیم و در حرکتی منسجم و غیرتمندانه قبل از آنکه کار از دست بشود،برای نجات این رادمرد،اقدام کنیم.
و کلامی با مهدی عزیز:
سرزمین ما به مردانی چون تو بس نیازمند است چرا که سالهاست کهنه درخت مردانگی و غیرت،در این سرزمین آبیاری نگردیده و اندک جانی بر آن مانده...
این سرزمین به امثال تو نیاز دارد نه برای ریاست و کیاست و وزارت(که نیک میدانم از آن بیزاری)...که برای آبیاری و رویش شاخه هایی تازه از این درخت کهنسال... برای ما...برای این سرزمین...برای انسانیت...برای شرافت...برای نجابت...بمان.
التماست میکنم بمان.
و جان را خدا میدهد و خدا می ستاند.
بیست و پنجم اسفند
1390
__________________________________________________________
اگر تمایل دارید که وبلاگ شما هم جزو امضا کنندگان این بیانیه باشد نام وبلاگ و آدرس بیانیه در وبلاگ خود را برای وبلاگ تفنگت را زمین بگذار بفرستید تا نام شما هم جزو امضا کنندگان بیانیه قرار گیرد.
برای مهدی خزعلی که زمانی جانش را برای دفاع از خاکش بر کف دست نهاد
و اکنون برای دفاع از کلام حق:
ما را چه شده است؟روزگاری در این سرزمین انقلابی شد،به امید دگرگونی و با هدف سرنگونی دیکتاتوری، با نوید آزادی، با وعده های الهی گونه، با نام دین برتر و اکمل.میراث خوارانی بودند اما که دندان تیز کردند برای سهم خواهی و هر چه بیشتر بردن.
حذف ها کلید خورد،سلطنت طلب،کمونیست،مارکسیست،منافق،دگراندیش،ملی مذهبی،مذهبی،حتی آیت الله ها و حجج اسلام ها...عناوین و انگ ها تولید میشد همچنان.
این چرخه تولید همچنان میچرخد و کار به جایی رسیده که امروز صریق ترین و خالص ترین یاران این نظام،آماج حملات حذف و حصر و زندان قرار گرفته اند.در این بین تاکتیک النصر باالرعب چنان کارگر افتاده که کسانی که می دانند و از ماهیت نظام آگاهند سکوت اختیار کرده،نه تنها اعتراضی نمی کنند،که بنده وار سر تسلیم در برابر ظلم و دیکتاتوری ریشه دوانده در اجزای حکومت فرود آورده اند.
قربانیان این تنگ نظری و مطلق گرایی اما اکنون حال و روز دیگری دارند. عده ای زندانی اند، بعضا گوشه عزلت اختیار کرده اند و گروهی اجبارا کوچانده شده اند از این دیار... هیچ صدایی نباید شنیده شود! هیچ اعتراضی نباید صورت گیرد! تنها و تنها چاکران خوارصفت دست به سینه احسنت می گویند و صلوات می فرستند و آل رسول را شرمسار وجود خود می کنند.
مهدی خزعلی از قاعده وضع شده دیکتاتوری مستثنی نیست.
کسی که آلام و رنجهای زاییده از استبداد را با تمام وجود و ایمان خالصش حس و درک کرده و علیه آن بپا خاسته است.مگر نه اینکه ان الحیاة عقیدة و الجهاد؟...مگر نه اینکه پرورش یافته مکتبی محمدی علوی حسینی است؟کدام یک از این بزرگواران سکوت در برابر ظلم را جایز کرده اند؟
باری،خزعلی بجای نشستن بر سر خوان رنگین نعمت و مکنت و صحت و عافیت دنیا،در کار خوان دیگری است.خوانی که رسول خدا و آلش گسترده اند و بندگان را جهت ارتزاق از آن فرامی خوانند.او دست از جان شسته و دعوت بزرگان دینش را لبیک گفته و سکوت مرگبار خفقان حاکم خواسته را شکسته و لب بر غذا بسته.
و حاشا بر بی غیرتی ما....
او برای دفاع از حقوق شهروندی زیرپا مانده ما فریاد سر داده و در برابر،ما سکوت کرده،سر به زیر انداخته و بکار زندگی روزمره خویش مشغول شده ایم و مغفول مانده ایم.
لحظه ای به خود آییم و به کار کشف خودِ خودمان بپردازیم.
زندگی بسیار زیباست و ارزشمند.زندگی موهبتی است الهی تا جایی که چشم بر زندگی دیگری نبندیم. از هر دریچه و منظری بنگریم،سکوت شایسته ما نیست،نه از دیدگاه الهی،نه انسانی،نه مذهبی،نه شهروندی،نه هموطنی،نه آریایی....
فریاد مجازی ما به جایی نخواهد رسید.اگر ذره ای داعیه دفاع از حق،انسانیت و آزادی داریم بپاخیزیم و در حرکتی منسجم و غیرتمندانه قبل از آنکه کار از دست بشود،برای نجات این رادمرد،اقدام کنیم.
و کلامی با مهدی عزیز:
سرزمین ما به مردانی چون تو بس نیازمند است چرا که سالهاست کهنه درخت مردانگی و غیرت،در این سرزمین آبیاری نگردیده و اندک جانی بر آن مانده...
این سرزمین به امثال تو نیاز دارد نه برای ریاست و کیاست و وزارت(که نیک میدانم از آن بیزاری)...که برای آبیاری و رویش شاخه هایی تازه از این درخت کهنسال... برای ما...برای این سرزمین...برای انسانیت...برای شرافت...برای نجابت...بمان.
التماست میکنم بمان.
و جان را خدا میدهد و خدا می ستاند.
بیست و پنجم اسفند
1390
__________________________________________________________
اگر تمایل دارید که وبلاگ شما هم جزو امضا کنندگان این بیانیه باشد نام وبلاگ و آدرس بیانیه در وبلاگ خود را برای وبلاگ تفنگت را زمین بگذار بفرستید تا نام شما هم جزو امضا کنندگان بیانیه قرار گیرد.
زندانیان سیاسی × میرحسین موسوی × mousavi
برای مهدی خزعلی، شاید کلام میرحسین بر او تاثیر گذارد...
پیامی که میرحسین آذرماه ۸۹ خطاب به زندانیانی که در اعتصاب غذا به سر میبردند فرستاد که آن را پس از یکسال و اینبار برای مهدی خزعلی منتشر میکنیم:
دوستان و همراهان در بند،
طرفداران آزادی و حقوق انسانی و پایبندان پر استقامت ارزشهای ایرانی و اسلامی
ملت ما امروز بیش از همیشه از رنجها و فداکاریهای شما آگاه است. پیام ایستادگی شما را نسیم سبز آگاهی دهن به دهن و سینه به سینه به همهجای ایران عزیز رسانده است.
امروز دوستداران ملت میدانند در این راه زنان و مردانی دلیر آمادهاند که تا آخرین نفس مقاومت کنند تا همچنان امید برای تحقق زندگی شایسته برای مردم زنده بماند.
ترکیب کسانی که امروز در زندانها جان بر کف نهادهاند، قابل تأمل و عبرت است: زن و مرد و هنرمند و کارگر و حقوقدان و معلم؛ انسانهایی فرهیخته از هر صنف و طبقه و گروه و قشر.
دوستان جان بر کف
امروز دلبستگان به آزادی و عدالت و عظمت ایران، نگران سلامت شما هستند و امید آنکه شما با شکستن اعتصاب غذای خود در این روزهای یاد و یادآوری حماسهٔ حسینی، خانوادهها و همراهان جنبش سبز را از نگرانی نجات دهید.
میرحسین موسوی
زندانیان سیاسی × کروبی × میرحسین موسوی × karoubi × mousavi
چکیده :اصلاحطلبان و آزادیخواهان حقیقی به ارزیابی رهبران محبوس خود، ندای ما از درون زندان و خواست اکثریت ایرانیان و جمعیتهای سیاسی وطندوست، پاسخ مثبت دادند و حاضر به گرم کردن تنور انتخابات مهندسی شده و بازتولید استبداد نشدند. تحقق حاکمیت ملی از مجرای انتخابات آزاد، سالم و منصفانه بهعنوان خواستهی اصلی جنبش سبز همچنان باقی است. قدم نخست در این راه چنان که در دو بیانیهی آبانماه و آذرماه خود تاکید کردیم، آزادی رهبران آزاده و استوار و صادق جنبش سبز است. ...
سی و نه زندانی سیاسی در بیانیه ای از همه مردم خواسته اند تا در
کنار آگاهیبخشی در مورد انتخابات دروغین و مهندسی شده و فرمایشی اسفندماه،
از هیچ کوششی برای پیگیری آزادی رهبران محبوس جنبش سبز در بهمن ماه جاری
دریغ نکنند.
به گزارش کلمه، در این بیانیه که به امضای سی و نه زندانی سیاسی از طیف
های مختلف فکری جنبش سبز رسیده، از تمامی آزادیخواهان جهان و نهادهای
مستقل مدافع حقوق بشر خواسته شده که برای رهایی رهبران جنبش اعتراضی مردم
ایران از حبس نامشروع و ظالمانه، یاری کنند.
این زندانیان سیاسی که خود قربانی سناریوهای ساختگی باند سعید امامی ها
هستند، با انتقاد از حبس خانگی رهبران جنبش سبز آورده اند: بیش از ۱۱ ماه
از بازداشت و حبس غیرقانونی آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد میگذرد.
اگر حاکمیت به فکر پر کردن نمایشی کرسیهای مجلس زیر سایه سرکوب و استبداد
است، آزادگان ایرانزمین مکلفاند که در تدبیر گسترش و تعمیق جنبش اعتراضی
خود و بهویژه در گام نخست، آزادی رهبران در حصر و حبس خود باشند.
در این بیانیه با تقدیر از اجماع عمومی برای عدم شرکت در انتخابات تاکید
شده است که تحقق حاکمیت ملی از مجرای انتخابات آزاد، سالم و منصفانه
بهعنوان خواستهی اصلی جنبش سبز همچنان باقی است. قدم نخست در این راه
چنان که در دو بیانیهی آبانماه و آذرماه خود تاکید کردیم، آزادی رهبران
آزاده و استوار و صادق جنبش سبز است.
متن کامل این بیانیه که در اختیار کلمه قرار گرفته است به شرح زیر است:
بهنام خدا
نیروهای امنیتی و نظامی درحالی برگزاری انتخابات نمایشی و فرمایشی مجلس
نهم را در دستور کار خود قرار دادهاند که همزمان سرکوب فعالان سیاسی و
روزنامهنگاران را شدت بخشیدهاند. جامعه بیشتر از هر زمان شاهد انسداد
سیاسی است؛ وضعیتی که در هیچیک از انتخاباتهای پیشین شاهد نبودهایم.
فضای سنگین امنیتی و نظامی کودتاگران حاکم بر کشور هر روز قربانی جدیدی
میگیرد. این همه در حالی صورت میگیرد که رهبران جنبش اعتراضی، آقایان
میرحسین موسوی و مهدی کروبی و خانم زهرا رهنورد در زندان خانگی تحت فشارهای
بیشتر و محدودیتهای شدیدتر و نگرانکننده قرار گرفتهاند.
آقایان موسوی و کروبی، نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری دهم، تنها به جرم
پیگیری رأی موکلان خود و پایمردی بر مواضع حقطلبانهشان، قریب به یکسال
است که در حبس و حصر غیرقانونی و ناجوانمردانه بسر میبرند. یک سال پیش،
آنان در چنین ماهی برای حمایت از جنبشهای مردمی رهاییبخش و خواستههای
انسانی آزادگان تونس و مصر و کشورهای منطقه، درخواست راهپیمایی کردند. پاسخ
صاحبان قدرت نامشروع، همانند تمامی روزهای پس از ۲۲خرداد ۱۳۸۸، منفی بود.
وقتی اقتدار حاکمیت، متکی بر آراء حقیقی و روندهای دموکراتیک نباشد، نه
تنها مخالفان از امکان بروز و ظهور محروم میشوند بلکه به شدیدترین شکل
مورد سرکوب قرار میگیرند. همان مواجههی خشونتبار و ضدانسانیای که پس از
انتخابات رسوای ۱۳۸۸، جان دهها شهروند مظلوم را فدای جاهطلبی
اقتدارطلبان کرد و هزاران شهروند مظلوم (از نخبه تا عادی و از شناخته شده
تا گمنام) را ظالمانه به حبس افکند و با سرکوب غیرانسانی مورد حمله و هجمه
قرار داد.
در پی فراخوان رهبران جنبش سبز، آزادگان ایران در بسیاری از شهرهای کشور
به خیابان آمدند. تجمع اعتراض آمیز سبزها آن هم ۲۰ ماه پس از کودتای
انتخاباتی چنان باشکوه بود که حاکمان متکی به زر و زور و تزویر، آزادی
رهبران جنبش اعتراضی را برنتافتند. رهبران جنبش سبز نیز همچون بسیاری از
فعالان سیاسی، کنشگران مطبوعاتی، حقوقدانان، استادان، و دانشجویان محبوس
شدند.
حال، بیش از ۱۱ ماه از بازداشت و حبس غیرقانونی آقایان موسوی و کروبی و
خانم رهنورد میگذرد. اگر حاکمیت به فکر پر کردن نمایشی کرسیهای مجلس زیر
سایه سرکوب و استبداد است، آزادگان ایرانزمین مکلفاند که در تدبیر گسترش و
تعمیق جنبش اعتراضی خود و بهویژه در گام نخست، آزادی رهبران در حصر و حبس
خود باشند.
اصلاحطلبان و آزادیخواهان حقیقی به ارزیابی رهبران محبوس خود، ندای ما
از درون زندان و خواست اکثریت ایرانیان و جمعیتهای سیاسی وطندوست، پاسخ
مثبت دادند و حاضر به گرم کردن تنور انتخابات مهندسی شده و بازتولید
استبداد نشدند. تحقق حاکمیت ملی از مجرای انتخابات آزاد، سالم و منصفانه
بهعنوان خواستهی اصلی جنبش سبز همچنان باقی است. قدم نخست در این راه
چنان که در دو بیانیهی آبانماه و آذرماه خود تاکید کردیم، آزادی رهبران
آزاده و استوار و صادق جنبش سبز است.
از اینرو از تمامی هموطنان آزاده و آگاه خویش درهرکجای جهان که هستند،
میخواهیم در کنار آگاهیبخشی در مورد انتخابات دروغین و مهندسی شده و
فرمایشی اسفندماه، از هیچ کوششی برای پیگیری آزادی رهبران محبوس جنبش سبز
در بهمن ماه جاری دریغ نکنند.
همچنین تمامی آزادیخواهان جهان و نهادهای مستقل مدافع حقوق بشر را برای
رهایی رهبران جنبش اعتراضی مردم ایران از حبس نامشروع و ظالمانه، به یاری
میطلبیم. سزاوار نیست مدافعان حقوق بشر در جهان چشم بر این ظلم مستدام
فروبندند.
امضاءکنندگان این بیانیه که خود از پرداخت هزینه برای تحقق خواستهای
قانونی و ایستادن پای سخن حق، ابایی نداشتهاند، بر این باورند که رسیدن
به چشماندازهای مطلوب مستلزم هزینه است. معتقدیم که آرمانهای انقلاب
مردمی ۱۳۵۷ و تحقق آزادی و جمهوریت و استقلال و رفاه و پیشرفت، در گرو کوشش
پیگیر و تلاش مصمم و بییأس است؛ این راهی است که از مشروطه و نهضت ملی
گشوده شده و تداوماش با عزم مستدام یاران صبور و متوکل و امیدوار سبز در
پیوند است. «والعاقبه للمتقین»
یعقوبوار وا اسفا همی زنم / دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست
والله که شهر بی تو مرا حبس میشود / آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست
جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او / آن نور موسی عمرانم آرزوست
والله که شهر بی تو مرا حبس میشود / آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست
جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او / آن نور موسی عمرانم آرزوست
اسامی امضاءکنندگان به ترتیب حروف الفبا:
۱- بهمن احمدی امویی
۲- حسن اسدی زید آبادی
۳- جواد امام
۴- محسن امین زاده
۵- مسعود باستانی
۶- عماد بهاور
۷- سید علیرضا بهشتی شیرازی
۸- سیدمصطفی تاجزاده
۹- سعید جلالی فر
۱۰- علی جمالی
۱۱- امیر خرم
۱۲- بابک داشاب
۱۳- محمد داوری
۱۴- مجید دری
۱۵- امیر خسرو دلیر ثانی
۱۶- علیرضا رجایی
۱۷- حسین زرینی
۱۸- عیسی سحر خیز
۱۹- داوود سلیمانی
۲۰- محمد سیف زاده
۲۱- قاسم شعله سعدی
۲۲- کیوان صمیمی
۲۳- فریدون صیدی راد
۲۴- جلیل طاهری
۲۵- محمد فرید طاهری قزوینی
۲۶- فیض الله عرب سرخی
۲۷- سیامک قادری
۲۸- ابوالفضل قدیانی
۲۹- فرشاد قربان پور
۳۰- سعید متین پور
۳۱- محسن محققی
۳۲- مهدی محمودیان
۳۳- محمد رضا معتمد نیا
۳۴- علی ملیحی
۳۵- عبدالله مومنی
۳۶- محسن میردامادی
۳۷- بهزاد نبوی
۳۸- ضیا نبوی
۳۹- ابوالفضل عابدینی
۱- بهمن احمدی امویی
۲- حسن اسدی زید آبادی
۳- جواد امام
۴- محسن امین زاده
۵- مسعود باستانی
۶- عماد بهاور
۷- سید علیرضا بهشتی شیرازی
۸- سیدمصطفی تاجزاده
۹- سعید جلالی فر
۱۰- علی جمالی
۱۱- امیر خرم
۱۲- بابک داشاب
۱۳- محمد داوری
۱۴- مجید دری
۱۵- امیر خسرو دلیر ثانی
۱۶- علیرضا رجایی
۱۷- حسین زرینی
۱۸- عیسی سحر خیز
۱۹- داوود سلیمانی
۲۰- محمد سیف زاده
۲۱- قاسم شعله سعدی
۲۲- کیوان صمیمی
۲۳- فریدون صیدی راد
۲۴- جلیل طاهری
۲۵- محمد فرید طاهری قزوینی
۲۶- فیض الله عرب سرخی
۲۷- سیامک قادری
۲۸- ابوالفضل قدیانی
۲۹- فرشاد قربان پور
۳۰- سعید متین پور
۳۱- محسن محققی
۳۲- مهدی محمودیان
۳۳- محمد رضا معتمد نیا
۳۴- علی ملیحی
۳۵- عبدالله مومنی
۳۶- محسن میردامادی
۳۷- بهزاد نبوی
۳۸- ضیا نبوی
۳۹- ابوالفضل عابدینی


